تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم ...... «و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم


هو الدلیل

 

بزرگ شده ایم

و زمان

ما را پرت کرده است در میان واقعیت های زندگی...

 

ولی هنوز

آنقدر نیاموخته ایم

که بفهمیم

حقیقت را باید

در میان همان قصه های کودکی

جستجو کرد...

در میال رویاهای نوجوانی

در میان تندتر زدن نبض روزگار جوانی...

 

بزرگ شده ایم

و واقعیت ها ما را از حقایق دور کرده اند

و درست همین جاست که اهل دل

به این سوال می رسند که

فرق میان حقیقت و واقعیت چیست؟

و راهشان از فلاسفه عالم جدا می شود...

آنجا که حقایق واقعی، در قلب عاشقان

پرده از چهره واقعیت هایی بر می دارند

که بر خود حتی رنگی از حقیقت ندارند...

 

 

 

 

 

 

الهم ارنی الاشیا کما هی...

 

 

بی نشان :) ۲۴ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۲:۰۳ ۳ ۷۲ شعر حرف دل

نظرات (۳)

  • صحبتِ جانانه
    دوشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۷ , ۰۹:۴۳
    اللهم ارنی الاشیا کما هی...

    حق گفتید
    غبار بزرگ شدن جسمی و سن و سالی نشینه روی دل افزارها...
    • author avatar
      بی نشان :)
      ۲۵ ارديبهشت ۹۷، ۰۰:۰۱

      خاطرت کی رقم فیض پذیرد؟ هیهات

      مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی...

       

      حافظ

  • متیو تل
    دوشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۷ , ۱۰:۰۲

    بزرگ شده ایم

    و واقعیت ها ما را از حقایق دور کرده اند

    • author avatar
      بی نشان :)
      ۲۵ ارديبهشت ۹۷، ۰۰:۰۴
      "حقیقت" بزرگترین واژه دستمالی شده عالم است... آنقدر عظیم که هییییییچ حسی را در درون ما برنمی انگیزد...
  • پلڪــــ شیشـہ اے
    دوشنبه ۲۴ ارديبهشت ۹۷ , ۱۴:۵۳
    آرمان هایی که در گذشته جا ماند.
    • author avatar
      بی نشان :)
      ۲۵ ارديبهشت ۹۷، ۰۰:۰۱

      خودمان مهمتر و بزرگتر بودیم از آرمان هایمان و جا ماندیم و بدتر آنکه خودمان را فراموش کردیم و برای آرمان هایمان - آرمان های خام و نپهته مان که رها شدند- عزادار شدیم..

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اینجا کسی می نویسد در "همه چیز" به "غایت" "ناتمام"...

+

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

قاسم صرافان