تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم ...... «و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم


۲۵ مطلب با موضوع «عارفانه ها» ثبت شده است

یَفْعَلُ‏ اللَّهُ‏ مَا یَشَاءُ بِقُدْرَتِهِ‏ وَ یَحْکُمُ‏ مَا یُرِیدُ بِعِزَّتِهِ‏ *

 

رفت بالای منبر. گفت آی مردم! صد و بیست و چهار هزار پیغمبر اومدند شما رو به توحید دعوت کردند؛ من امشب اومدم شما رو به شرک دعوت کنم...!

مردم... تو کارهاتون یه پا هم خدا رو شریک کنید...

شیخ جعفر شوشتری نفس حقی داشت...

 

:::

یعنی همه‌ کارهایتان خالصانه برای غیر خدا نباشد! کاری که خالصانه برای غیر خداست، یعنی کاری که آدمی فقط برای دنیا انجام می‌دهد که هیچ به خدا ارتباط پیدا نمی‌کند، ولی انسان در برخی از کارها خدا را وسیله قرار می‌دهد برای خواسته‌های نفسانی خودش. این گونه‌ کارها ولو در آن "خدا " وسیله است و هدف نیست اما باز یک نوع رفتن‌ به در خانه خداست. من می‌دانم خداست که سررشته کارهای دنیا در درستش‌ است، خداست که می‌تواند مشکلات دنیایی مرا حل کند، اگر به خاطر مشکلات‌ دنیا نبود به طرف خانه خدا نمی‌رفتم؛ ولی حالا می‌روم به در خانه خدا اما برای مشکلات دنیا. شک ندارد که این خودش نوعی شرک است، یعنی پرستشی‌ است که خدا از هدف بودن خارج و وسیله شده است برای خواسته نفسانی. ولی خداوند متعال این نوع شرکها را که شرکهای خفی است، به نوعی از انسان می‌پذیرد...

 

کتاب فطرت / شهید مرتضی مطهری

 

* مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل / جلد پنجم

 


بی نشان :) ۹۷-۸-۲۶ ۷ ۶۳

بی نشان :) ۹۷-۸-۲۶ ۷ ۶۳


یا سریع الرضا



ای آفتاب آینه دار جمال تو
مشک سیاه مجمره گردان خال تو


صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود

کاین گوشه نیست درخور خیل خیال تو


در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن

یا رب مباد تا به قیامت زوال تو


حافظ


بی نشان :) ۹۷-۵-۱۵ ۱ ۱۰۴

بی نشان :) ۹۷-۵-۱۵ ۱ ۱۰۴


یا خیر حبیب و محبوب

 

منظره‌ی ویرانی آدم‌ها
غم انگیزترین منظره‌ی دنیاست
ببینی کسی مثل طاووس می‌رفته ،
حالا مرغ ِ نحیفی است ،
پرش ریخته...‌

 

رضا قاسمی

 

 

+

قبل از آدم ها، این شعر برای خدای مهربون تو دلمون گفته شده انگار... بیاین یه شبم برای غریبی و تنهایی او اشک بریزیم...

++

یسئلونک ماذا ینفقون...

یسئلونک عن الشهر الحرام قتال فیه...

یسئلونک عن الخمر و المیسر...

یسئلونک ...

یسئلونک ...

.

.

.

اما قبل از اینکه خدا جواب سوال های این آدم ها رو بده یه درد و دلی با حبیب ش می کنه... می فرماید:

اگرم کسی از بنده های من پیدا شد درباره من هم از تو سوال کرد، اگر کسی هم من رو خواست طالب بود درباره منم چیزی بدونه بگو من نزدیکم ... جواب می دم به هر کسی که چیزی از من بخواد...

بعد هم شروع می کنه به جواب دادن به سوال های مردم...

چقدر غربت تو این آیه خوابیده...

 

 

* وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ...

 

+++

با تشکر از "یه دوست" عزیز بابت شعر بالا که برای من حس غریبی داشت خصوصا امشب ...

 


بی نشان :) ۹۷-۴-۰۷ ۴ ۱۰۳

بی نشان :) ۹۷-۴-۰۷ ۴ ۱۰۳


یا من لا یقلب القلوب الا هو

 

در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را ...

 

حافظ


بی نشان :) ۹۷-۳-۱۷ ۱ ۸۳

بی نشان :) ۹۷-۳-۱۷ ۱ ۸۳


یا کریم الصفح


در این دقیقه های آخر ماه شعبان

در برابرت ایستاده ام...

باز هم برابرت ایستاده ام...

آیا باز اذن می دهی مولای من؟





پ.ن. : افعل بی ما انت اهله ...


پ. ن. 2:

چه خوش است بوی عشق از نفس نیازمندان

دل از انتظار خونین دهن از امید خندان


مگر آن که هر دو چشمش همه عمر بسته باشد

به ورع خلاص یابد ز فریب چشم بندان


نظری مباح کردند و هزار خون معطل

دل عارفان ببردند و قرار هوشمندان


سر کوی ماه رویان همه روز فتنه باشد

ز معربدان و مستان و معاشران و رندان


اگر از کمند عشقت بروم کجا گریزم

که خلاص بی تو بند است و حیات بی تو زندان


نفسی بیا و بنشین سخنی بگو و بشنو

که قیامت است چندین سخن از دهان چندان


اگرم نمی پسندی مدهم به دست دشمن

که من از تو برنگردم به جفای ناپسندان


سعدی



بی نشان :) ۹۷-۲-۲۶ ۱ ۶۳

بی نشان :) ۹۷-۲-۲۶ ۱ ۶۳


یا کریم الصفح

 

صبر کن... سحرهای ماه مبارک رمضان نزدیک است ... کمی صبر کن ... شاید درست شدم ...

 

* از دعای کمیل امیرالمومنین (علیه السلام)


بی نشان :) ۹۷-۱-۱۷ ۳ ۱۳۶

بی نشان :) ۹۷-۱-۱۷ ۳ ۱۳۶



یا فاطمه الزهرا

 




 

 




 

وقتی حال دارید گوش بدید... و دعا کنیم همدیگه رو... حضرت فاطمه فرمود: الجار ثم الدار... اول همسایه... اینجا همسایه مجازی هستیم...

 

روزی به یک درخت جوان گفت کُنده‌ای:
باشد که میزِ گوشه‌ی می‌خانه‌ای شوی!

تا از غمِ زمانه بیابی فراغِ بال
ای کاشکی نشیمنِ پیمانه‌ای شوی

یا این‌که از تو، کاسه ی «تاری» در آورند
شورآفرینِ مطربِ دیوانه‌ای شوی

یا صندوقی کنند تو را، قفل پشتِ قفل
گنجی نهان به سینه‌ی ویرانه‌ای شوی

اما زِ سوزِ سینه دعا می‌کنم تو را
چون من مباد آن‌که «درِ» خانه‌ای شوی!

چون من مباد شعله‌ور و نیمه‌سوخته
روزی قرین ِ آهِ غریبانه‌ای شوی

چون من مباد آن‌که به دستانِ خسته‌ای
در مویِ دخترانِ کسی شانه‌ای شوی



روزی به یک درخت جوان گفت کُنده‌ای:
«باشد که میزِ گوشه‌ی می‌خانه‌ای شوی»


حسین جنتی / تقدیم به ساحت یاس علی (ع)

 


بی نشان :) ۹۶-۱۲-۰۱ ۲ ۹۹

بی نشان :) ۹۶-۱۲-۰۱ ۲ ۹۹


وَ آخر مَن یشفع هو أرحم الراحمین*

 

 

١. مرگ... همه کارها و همه خوبی ها و بدی های آدم توی این لحظه است که اندازه و اهمیت خودشون رو نشون می دهند. تو فکر می کنی خوب بودی... فکر می کنی مومن بودی ... فکر می کنی تو رو بهشت نبرند چه کسی رو می خوان بهشت ببرن؟ ... فکر می کنی عاشق خدا بودی... فکر می کنی خیلی کار کردی... فکر می کنی خیلی برای سید الشهدا اشک ریختی... فکر می کنی کوله ات پر از خیره... اما ناگهان چشم باز می کنی می بینی کیسه سوراخ بود... چشم باز می کنی می بینی عاشق خودت بودی عاشق نفست بودی عاشق خیالاتت بودی... خدا اونی نبود که تو فکر می کردی خیلیییی دوستش داری... عاشق و محب خدا نبودی... خودپرست بودی خداپرست نبودی... خودبین بودی خدابین نبودی... اون لحظه است که معلوم میشه چقدر ادعا بود چقدر واقعی... اون لحظه است که معلوم میشه چقدر از خوبی هات رو تونستی با خودت ببری...

 

٢. "تمام افکاری که انسان در حال حیات دارد، در لحظه مرگ جلوه می کند. شما دیده اید که وقت خواب - خصوصا اگر قدری هم مزاج انسان ضعیف باشد-  افکار روز در فکر انسان جلوه گری می کند؛ موت هم شبیه به این است و تمام افکاری که زننده ، خلاف و ناروا است در آن هنگام تجسم پیدا می کند. حال کسی که نمی توانسته در بیداری این خیالات را از خود دور کند، الان می تواند در لحظه جان دادن و تحت فشار شدید مرگ و وساوس شیطانی، از این تفکرات رها شود؟ لذا با توجه به این افکار جان می سپارد! این هم یکی از علل سوء خاتمه است. این است که من تذکر می دهم به آقایانی که تحصیل می کنند که مواظب خطورات ذهنشان باشند" (مرحوم آیت الله حق شناس / کتاب مواعظ جلد ١)

 

٣. اگر حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) امضا کند، امضا خداوند قطعی و فوری است. قال رسول الله (ص): "ان الله لیغضب لغضب فاطمه و یرضی لرضاها"...همانا خداوند، قطعا خشمگین می شود به خاطر خشم فاطمه(س) و خشنود می شود به خاطر خوشنودی او (بحار الانوار،ج٤٣،ص١٩) این بالاترین منقبت و مدح حضرت زهرا(سلام الله علیها) است که خداوند به دنبال رضا و غضب ایشان است. (آیت الله امجد)

 

٤. تا جایی که من می دونم این مصرع حافظ رو - که در عکس نوشته اومده- به سه شکل نقل کردند:

الف: حکم مستوری و مستی همه بر خاتم توست...

ب. حکم مستوری و مستی همه بر خاتمت است...

ج. حکم مستوری و مستی همه بر عاقبت است...

.

.

.

.

پ.ن. :

خدایا! یعنی اینجا همه اش از تو بنویسم؛ همه اش از تو حرف بزنم؛ به همه امید بدم، از رحمت و بزرگی و بزرگواری تو بگم؛ همه رو  -مستقیم و غیر مستقیم - یاد تو بندازم؛ هر کس که میاد در این خونه رو وا می کنه یاد تو بیفته عطر تو به مشامش برسه؛ هوای تو کنه؛ خودش رو توی کوی تو ببینه اون وقت... آخرش من رو ببری جهنم؟ یعنی میشه با من این جوری کنی؟ هیهات...! ما هکذا الظن بک ... و لا اخبرنا بفضلک عنک...


*  آخرین شفاعت کننده خداوندی است که از همه مهربانان مهربانتر است / علم الیقین (ملا محسن فیض کاشانی)، ج۲، ص۱۳۲۵


بی نشان :) ۹۶-۱۱-۲۹ ۵ ۱۶۴

بی نشان :) ۹۶-۱۱-۲۹ ۵ ۱۶۴


ما من شفیع الا من بعد اذنه


آقای بهاالدینی می فرمودند : «هرچه را حضرت فاطمه(س) امضا کند از نظر پیامبر و ائمه(ع)، امضا شده است که هیچ حرفی روی آن نیست...»


بی نشان :) ۹۶-۴-۰۴ ۲ ۱۲۳

بی نشان :) ۹۶-۴-۰۴ ۲ ۱۲۳


هو الرئوف

 

مولای یا مولای... انت القوی و انا الضعیف...

.

.

.

.

.

خدایا تو اونقدر قوی هستی و من اونقدر ضعیف و ناتوانم که اگر من رو به خاطر نفهمی ها و گناهانم بزنی آبروی خودت می ره ... از من گفتن ... من اونقدر ضعیف و ناچیزم که زورم به خودم هم نمی رسه ... اون وقت اگر یکی بیاد بهت بگه تو با این قوت و قدرتت، با این جلال و جبروتت با این بزرگی و عظمتت با این علوّ و متانتت آخه چرا این جوجه زپرتی رو زدی  و ازش انتقام کشیدی اصلا این مگه چی هست که حسابش کنی و ازش انتقام بگیری، چه جوابی داری بدی خدا جون؟ حالا هر کاری هم که کرده باشه این بدبخت ... به خودت قسم آبروی خودت می ره ... خودت می دونی دیگه ...

 


بی نشان :) ۹۶-۳-۲۵ ۰ ۹۶

بی نشان :) ۹۶-۳-۲۵ ۰ ۹۶


۱ ۲ ۳

اینجا کسی می نویسد در "همه چیز" به "غایت" "ناتمام"...

+

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

قاسم صرافان