تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم ...... «و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم


۴ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

بسم رب الحسین

 عنوان را می گذاشتم "حسرت" یا "حسرت پرواز" بهتر نبود؟ یا می شد گذاشت "حسادت". "آسمانی ها و زمینی ها" هم خوب بود. یا می شد تیتر زد "بال های بسته"یا "شکسته بالی" ... نمی دانم! فقط انگار که این شاهکار را "کامبیز درم بخش" از روی من ترسیم کرده است. برای این روزهام و حال و هوای نزدیک محرمم. باز هم دارد محرم می رسد. این روز های سخت - نه! باید بگویم سخت ترین روزهای سال. لااقل برای من. خیلی ها انتظار این روزها را می کشند اما من! نه! برای من سخت است. دیدن بال گشودن دیگران و پابسته بودن و پر بسته بودن سخت است. خیلی سخت است. همیشه این ایام مرا می ترساند. انگار که آزمایشی است برای دلمان. اگر نجنبد چه؟ اگر نجوشد چه باید کرد؟ اگر اگر آتش نگیرد چه کنم؟ اگر از دایره ایمان بیرون افتاده باشد چه؟ ... اگر پرواز را فراموش کرده باشد ...  آن وقت چه...؟



:::

از تاخیر زیادی که در پاسخ به کامنت های این پست پیش آمد خیلی عذر می خواهم... جواب داده شدند.


بی نشان :) ۹۶-۶-۲۷ ۵ ۹۹

بی نشان :) ۹۶-۶-۲۷ ۵ ۹۹


یا رب

 

دیشب حاج آقا نشست روبروی دخترم و دو سه دقیقه در سکوت و بدون حرف زل زد بهش...

.

.

.

.

.

نمی دونم این چه حسی ه اما انگار توی وجود و خمیر مایه دخترم یه لطفی هست که توی پسرم کمتر هست!  این حس اصلا ربطی به رابطه پدر و دختری نداره. امیدوارم زود بفهمه. زود (زودتر از بلوغ) حرکتش رو شروع کنه ... تا آخرم تو راه بمونه... کج نشه... عقب نیفته ... جلو نیفته ... خسته نشه...دوام بیاره تو راه خدا ... ان شا الله خمیرمایه هر دوتاشون به عنایت خداوند مخرج الحی من المیت، از خاک خاشعی باشه که با کمی آب حیات بخش آسمانی، بجوشند و سبز شوند و پر و بال بگیرند ... ان شا الله زنده ای باشند در دل این مرده ...

 


بی نشان :) ۹۶-۶-۱۷ ۷ ۱۹۳

بی نشان :) ۹۶-۶-۱۷ ۷ ۱۹۳


یا ساقی العطاشی 


باز هم مهمان توام... خسته... تشنه...  سرگشته... حیران...تو سنگ صبور دردهای همه ای... تا هیچکس دردها را برای برادر نبرد... که حریم برادر جای فکر به دردها نیست... بی ادبیست در محضر او درد بردن... و تو اقای ادبی...


.

.

.

.

.

.


نفیسه را هم امانت سپردم. به آقایی که مهمان نوازی اش را همیشه "یافته ام".  حالا دیگر خیالم راحت است. که تو امانتدار خوب و امینی هستی. مطمئن م که روز قیامت، ما را سالم به هم می رسانی... حالا می شود آسوده سر به بالین گذاشت...


#کربلا_المقدسه


بی نشان :) ۹۶-۶-۱۳ ۸ ۱۵۲

بی نشان :) ۹۶-۶-۱۳ ۸ ۱۵۲


هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ


برآمیزی و

 بگریزی و

 بنمایی و

بربایی...

فغان از قهر لطف اندود

و زهر شکر آمیزت...

 

سعدی


بی نشان :) ۹۶-۶-۰۳ ۱ ۷۸

بی نشان :) ۹۶-۶-۰۳ ۱ ۷۸


اینجا کسی می نویسد در "همه چیز" به "غایت" "ناتمام"...

+

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

قاسم صرافان