تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم ...... «و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم


۷ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

هو الکبیر المتعال

تازگی ها فهمیده ام که یک آدم "خیلی" می تواند نامرد باشد. اونقدر که تصورش هم دشوار باشد برای انسان...

تازگی ها فهمیده ام که "خیلی" درد دارد نامردی. اونقدر درد دارد که آدم را به راحتی نسبت به اطرافش "بی تفاوت" کند...

تازگی ها فهمیده ام "خیلی" ضعیفم. اونقدر که گاهی در برابر ضعیفترین حمله ها، کمترین دفاعی از من بر نمی آید الا اینکه اعتماد کنم به مشیت الهی...

تازگی ها فهمیده ام "خیلی کوچیکم". خیلی کوچیکتر از اونکه فکرش را می کردم. اونقدر کوچیک که هنوز بهد از سی و خورده ای سال "رفتار و حرف های آدم ها برایم مهم است". "ناراحتم می کند حرف ها و مشی ها...

حتی کوچیکترم از این. اونقدر که "از نامردی آدم ها ناراحت می شوم...!"

حتی کوچیکترم از این؛ اونقدر که دو سه روز حتی بیشتر از فهمیدن ابعاد جدیدی از نامردی آدم ها غصه می خورم. درگیر می شوم با خودم...

حتی کوچیکترم از این؛ اونقدر که گاهی نمی توانم ببخشم آدم ها را. اونقدر که تعجب کنم از اینکه "خدا چطور می تواند این همه با بنده هایش مهربان باشد. دوستشان داشته باشد. انقدر بی حساب و کتاب بدهد و عنایت کند..."

حتی کوچیکترم از این؛ اونقدر کوچیکم که نمی توانم ببینم خدا به "دیگری" چیزی داده است که به من نداده است...

حتی کوچیکتر؛ اونقدر که نمی توانم ببینم خداوند به دیگری چیزی داده است که "من هم دارم"! به من قبلتر داده است و بهره ام را برده ام. غصه ام می شود که رقیبی دارم!

حتی کوچیکتر؛ اونقدر کوچیکم که "نگرانم" خدای بزرگ "ممکن است چیزی را به دیگری بدهد که من ندارم یا حتی دارم!"

حتی کوچیکتر؛ سنگ می اندازم که به دیگری "خیری نرسد"! هیچ کاری که ازم بر نیاید باز "ته قلبم" خدا خدا می کنم که نشود! از اینکه مانع سر راه دیگری می افتد "خوش خوشانم" می شود...

حتی کوچیکترم از این حرف ها؛ اونقدر که از مخالفت "مستدل (و نه لزوما صحیح)" رفیقی با نظرات و حرف هایم "ناراحت" می شوم. از اینکه دیگرران فکر کنند رفیقم بهتر می فهمد...

حتی کوچیکتر؛ اگر به اندازه کافی از من تعریف و تشکر نشود غصه دارم می کند. حتی به خاطر کارهای نکرده و زحمت نکشیده و خوبی نداشته "توقع تشکر و تعریف دارم" و الا غم میاید توی دلم که مثلا مرا نمی بینند...

حتی کوچیکترم ؛ آنقدر که لطف های دیگران را با کج فهمی درک نمی کنم. "نامردی" و "کم گذاشتن" تلقی می کنم...

حتی کوچیکترم از این حرف ها... خیلی کوچیکم... تازگی ها فهمیده ام "خیلی کوچیکم"...


+

فرمود: «قدر الرجل علی قدر همته». استادی که توی لغت عربی خوب کار کرده اند می گفت "همت از ریشه "همم" است که معنای اصلی اش همّ و غم و غصه است" یعنی به من بگو چه چیزی ناراحتت می کند بگو دلمشغولی ات چیست تا بگویم اندازه ات چقدر است...

بعدا دیدم که راغب هم در مفردات الفاظ قرآن " همت" را ترجمه کرده است "غم و غصه ای که آدم را ذوب کند"...


بی نشان :) ۹۴-۱۱-۲۷ ۴ ۲۵۷

بی نشان :) ۹۴-۱۱-۲۷ ۴ ۲۵۷


هو الملک الحق المبین


بعدا نوشت:

الف. مهترین دستاورد انقلاب اسلامی آغاز فرآیند ساختن تمدن جهانی اسلام و گفتمان جدید جهانی در چهارچوب قواعد اسلامی است. این بزرگترین کار حضرت امام رحمه الله علیه بود که با شکستن بت طاغوت های زمان شروع شد و ان شا الله با تشکیل جامعه موفق اسلامی ادامه خواهد یافت. هرکس که کاری کند که این حرکت در اذهان عمومی جهانیان لکه دار شود پازل دشمنان اسلام را تکمیل می کند. چه بالا رفتن از دیوار سفارت باشد چه فرار از قانون تحت هر عنوان و چه دعوت مردم به اعتراضات غیر قانونی خیابانی...

ب. شعر تیتر به نظرم یک شعر چند لایه و فوق العاده پر مغز است. با اشاره به مقدمه بودن انقلاب اسلامی برای ظهور حضرت بقیه الله,  در عین حال که شعری عاشقانه هم هست, یک انقلاب مداوم و چند لایه برای تحقق ظهور حضرت را هم در نظر دارد. انقلابی فردی، انقلابی سیاسی- اجتماعی و انقلابی جهانی...

به امید اینکه پرچم این انقلاب در دستان حضرت ولی عصر (عج) قرار گیرد...


این را هم بخوانید. بسیار خواندنیست. +  (حاج آقا مرتضی برادر مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی هستند و بزرگتر از ایشان. اهل غلو نیستند. اولین بار بود که می شنیدم از ایشان... برای من بسیار جالب بود)


چشم‌ها را به روی هم مگذار
که سکون نام دیگر مرگ است
دشمنانت همیشه بیدارند
خواب گاهی برادر مرگ است**


* شعر از: محمد سهرابی

** شعر از: حمیده سادات غفوریان



یا ربّ الصدیّقین و الاخیار**


اون کسی رو که گرفتار یک گناه باشه (ولو خیلی بزرگ) اما توی زندگی (و حتی اون گناه) پاکباز باشه و با خودش و دیگران صادق، صدبار ترجیح می دم به آدمی که هیچ گناه آشکاری نداشته باشه اما به خودش و دیگران (با رفتار و اعمالش) دروغ بگه و صادق نباشه. دغلکار بودن و الکی خوش بودن با داشته ها (نداشته ها؟!) خیلی بده...



* تمام زشتى‏ها در اتاقى قرار داده شده، و کلید آن، دروغ است (امام حسن عسکری (علیه السلام)/ بحار، جلد‏٧٢ و جامع السعادات،  جلد ٢)

** خدای سبحان صدیقین را پرورش می دهد، کسانی که مبالغه (اصرار فراوان) در صدق دارند و در نیت، گفتار و اعمال صادق هستند / (فرازی از دعای جوشن کبیر بند ٥٥ام)

*** این نظر کاملا شخصی است!!


بی نشان :) ۹۴-۱۱-۱۲ ۴ ۱۹۴

بی نشان :) ۹۴-۱۱-۱۲ ۴ ۱۹۴


یا خیر حبیب و محبوب


+

همین ساعت ها باید بوده باشد! نه؟ یادت هست؟!


بی نشان :) ۹۴-۱۱-۰۶ ۵ ۱۹۰

بی نشان :) ۹۴-۱۱-۰۶ ۵ ۱۹۰


هو المصور

انیمیشن جالب پدر و دختر (٢٠٠٠) که در همان سال به عنوان بهترین فیلم کوتاه اسکار گرفت ... اثر: مایکل دودک د ویت ؛ کارگردان هلندی

 http://www.aparat.com/v/oWqAe


بی نشان :) ۹۴-۱۱-۰۴ ۲ ۱۲۶

بی نشان :) ۹۴-۱۱-۰۴ ۲ ۱۲۶


یا سامع النجوی


تا همین الان که چشم هایش را بالاخره روی هم گذاشت دخترم را بغلم گرفته بودم و برایش قرآن و آواز می خواندم و او هم بر خلاف این روزها که بی قرار بود با دقت گوش می داد به صدای بابایی اش...

تا همین الان که چشم هایش را روی هم گذاشت چشم دوخته بودم به چشم هایش به صورت معصومش و فکر میکردم به 30 سالگی اش. به این که این روح لطیف تا آن روز چه روزهایی را دیده است. فکر می کردم وقتی عاشق بشود من می فهمم؟ به من می گوید؟ تحملش را دارم؟ فکر می کردم به شعر هایی که خواهد خواند برایم و شعر هایی که خواهد سرود برایش. فکر می کردم به این که اگر به مادرش رفته باشد غصه خورش ملس است. فکر می کردم به وقتی که اشک هایش توی رختخواب میان بالش می ریزد. فکر می کردم به دفترچه خاطراتش یا وبلاگی که یواشکی عاشقانه هایش را تویش می نویسد...

فکر می کردم و اشک حلقه زده بود توی چشم هایم. فکر می کردم و یکی از غمگین ترین آوازهای عمرم را برایش خواندم. آنقدر خواندم تا خوابید...


+

راستی امروز یکماهه شد و کو تا 30 سالگی...

+

هنوز دلتنگم... خیلی زیاد... دعا...


بی نشان :) ۹۴-۱۱-۰۳ ۷ ۱۴۱

بی نشان :) ۹۴-۱۱-۰۳ ۷ ۱۴۱


یا هو


توحید

"هست" او بس است. شما را برای "نیستی" افریده است...**

+

اگه قلب آدم از غیر خدا پذیرایی کرد دیگه خیلی سخت میشه موحد شدن. حتی اهل بیت رو هم اگر دوست داریم باید نظرمون به قله باشه. 

"وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ" (بقره/165)

یعنی ممکنه محبت های دیگه هم بیاد تو دل آدم اما اون چیزی که وقت انتخاب، وقت حرکت، وقت عمل اصلی ترین محرک انسانه، "محبت الهی"ه و بس ("و بس" معنی اخلاصه)...

مراقب قلب هاتون باشید. اگرچه (به نظر من) قلبی که توش محبت واقعی نسبت به بنده ای از بنده های خدا جریان داره راه رسیدن به خدا براش فراهمه... 

+

حب الله اذا اضاء علی سر عبده اخلاه عن کل شاغل و کل ذکر سوی الله (مصباح الشریعه/ ظاهرا منسوب به امام صادق است)

+

جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت / عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد ***


* حافظ

** ابو سعید ابوالخیر (اسرار التوحید/ محمد بن منور)

*** حافظ

**** حکایات و جملات ابو سعید خواندنیست. مرد عجیبی بوده.


+ دو سه ماهی به این قلب فشار آوردم. اجازه نفس کشیدن بهش ندادم. اجازه حرف زدن و ابراز وجود بهش ندادم. حالا امروز انگار که یک فنر خیلی فشرده رها شده باشد... خیلی دلتنگم... دعا...


بی نشان :) ۹۴-۱۱-۰۲ ۲ ۱۷۱

بی نشان :) ۹۴-۱۱-۰۲ ۲ ۱۷۱


اینجا کسی می نویسد در "همه چیز" به "غایت" "ناتمام"...

+

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

قاسم صرافان