تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم ...... «و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم


هو حی الذی لایموت

 

علاقه قلبی خیلی زیادی به آقای هاشمی داشتم. خیلی زیاد. فوتشون عمیقا ناراحتم کرد. اما وقتی خبر درگذشتشون رو شنیدم این جمله بود که خیلی زیاد مشغولم کرد که "هر چه بود هر چه کرد هر چقدر معروف بود هر چقدر مهم و موثر بود رفت ... حالا عملش تمام شد و حسابش شروع شد ..."  به این فکر کردم که محل کارش کنار بیت بود و لابد پر از تجهیزات پزشکی، خانه اش جماران بود و کنار بیمارستان قلب، اما باید جایی دچار مشکل قلبی می شد که برود یک بیمارستان آموزشی و آن هم در ساعتی که خیلی از متخصصان نبودند... فکر کردم به این که تازه از خواب بیدار شده و تازه دارد می بیند عالم چه خبر است. به این فکر کردم که با عملش تنهاست. دوستی ها و دشمنی ها تمام شد و ماند خودش و عملش... به این فکر کردم که چقدر خسته بود... چقدر راه رفت چقدر از دوستان نادان و دشمنان باهوش ضربه دید و حالا چشم هایش را بست و رفت...  البته کار با مرگ تمام نمی شود. وقتی برای استراحت نیست...این تازه اغاز سیر جدیدی است که همه ما را به خود می خواند ... فرمود الرحیل وشیک ... کوچ نزدیک است ... برای همه مان ...

خدا رحمتش کند و با اولیا خود محشورش نماید... اتفاق جالبی است که فردا (20 دی) سالروز مرگ امیرکبیر است. جالب نیست؟

 

مرگ پایان کبوتر نیست
مرگ وارونه ی یک زنجره نیست
مرگ در ذهن اقاقی جاری است
مرگ در اب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

مرگ در ذات شب دهکده از صبح سخن می گوید
مرگ با خوشه ی انگور می اید به دهان
مرگ در حنجره ی سرخ گلو می خواند
مرگ مسئول قشنگی پر شاپرک است
مرگ گاهی ریحان می چیند
مرگ گاهی ودکا می نوشد
گاه در سایه نشسته است به ما می نگرد
و همه می دانیم
ریه های لذت پر اکسیژن مرگ است...

 

+

لابد بعضی از افراد نادان و یا نا آگاه خوشحالند از این اتفاق. او که رفت و خودشماند و عملش و ما هستیم که باید مراقب باشیم که روزی با عملمان تنها خواهیم شد. خوشحالی از فوت یک مومن... اما با همین نگاه دنیایی هم به گمان من کشور ضربه خیلی بزرگی خورد اگر چه که کار در دست خداست و هیچ چیز از دایره قدرت و تدبیر او بیرون نیست و او بر کار خود مسلط و آگاه است ...

+

اینجا همچنان تعطیل است!

 

* شعر از مجتبی کاشانی


نظرات (۴)

  • وخدایی که دراین نزدیکیست ..!
    دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ , ۰۰:۵۴
    یچیزی تو متنتون منو خیلی ترسوند اون قسمت ک گفتید اما استراحتی نیست  آغاز سیری جدید ....

    درسته هیچوقت از مرگ کسی نباید خوشحال شد حتی از مرگ دشمن 
    و این نکته رو فراموش نکنیم یروزی انصافا زحمت کشیدن 
    کاری به سیاست بازی های سالهای آخر ندارم اما بوده روزهایی ک با جونشون بودن

    و البته تبارک الله از پیغام آقا

    خدارحمتمان کند
    • author avatar
      بی نشان :)
      ۲۰ دی ۹۵، ۰۹:۴۷

      من معتقدم تا لحظه آخر زحمت کشید. حرفی رو که به نظرش درست بود گفت و از خیرخواهی برای انقلاب و نظام اسلامی و حضرت آقا کوتاهی نکرد. و اتفاقا این در سالهای آخر پر رنگ تر بود. او اولین کسی بود که خطر احمدی نژاد و تفکر او رو درک کرد و گفت. چیزی که مدعیان بصیرت لااقل بعد از ٤ سال فهمیدند. بعضی هم تا به حال نفهمیدند. این نشان از بصیرت عمیق و دقیق و نگاه نافذ او داره. حتی اگر نظرش اشتباه بود و قابل نقد اما این شجاعت رو داشت که اونچه که به نظرش درست میاد بیان کنه و این شجاعت کمی نیست در میان این هجمه رسانه ای و همه جانبه بر علیه او. جاش خیلی خالی خواهد بود در این مملکت. ما کسی رو به شجاعت او در بیان نظرات و با وفایی او نسبت به انقلاب نداریم یا خیلی انگشت شمارند. من عمیقا به او علاقه داشتم. عمیقا...

      شاید دیدن این فیلم خالی از لطف نباشه. و این فیلم  و این خبر

  • مسکین
    دوشنبه ۲۰ دی ۹۵ , ۱۶:۳۶
    برای مثل منی که تا همین دو سال پیش مدرسه اجازه نمیداد سر از اوضاع مملکت دربیاره و بعدش هم خودش نذاشت که سردربیاره فعلا زوده قضاوت کردن ِ امثال هاشمی . کمی مطالعه لازم دارم که اصلا بشناسمش ... چه رسد به قضاوت کردنش ...

    .
    اما با حرفی که در مورد شجاعتش زدید موافقم .
    هر چند که امثال هیتلر هم شجاع بودند ولی در عقیده ی باطل ! صرف شجاع بودن نمی تونه نقطه ی مثبت شخصیتی باشه ...

    • author avatar
      بی نشان :)
      ۲۰ دی ۹۵، ۱۷:۴۶

      ان شا الله ببشناسید این مرد بزرگ تاریخ معاصر ایران رو...


      شجاعت فضیلت ه. ضمن اینکه ما درباره کسی صحبت می کنیم که امام و آقا هر دو در فضایل و بزرگی او مطالب زیادی گفتند. در راه اسلام حرکت کرد و در راه اسلام فداکاری ها و هزینه های زیادی متحمل شد. قیاس مع الفارق ه گرچه که به لحاظ نظری شاید غلط نباشه. به تعبیر رهبری اجتهاد متفاوتی داشت در برخی مسایل نسبت به آقا.

  • یه دوست ...
    جمعه ۸ بهمن ۹۵ , ۰۲:۵۴
    اینجا چرا هنوز و اینقدر تعلطیله؟!!!!!!

    بنویسید لطفا ! 

    سلام و رحمت :|
    • author avatar
      بی نشان :)
      ۸ بهمن ۹۵، ۲۲:۰۰

      میآیم، میآیم، میآیم

      با گیسویم: ادامهء بوهای زیر خاک

      با چشمهام: تجربه های غلیظ تاریکی

      با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار...


      میآیم، میآیم، میآیم

      و آستانه پر از عشق می شود...

      و من در آستانه به آنها که دوست می دارند

      و دختری که هنوز آنجا،

      در آستانه ی پر عشق ایستاده،

       سلامی دوباره خواهم داد...

       

      +

      سلام :) چشم. ان شا الله به زودی...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اینجا کسی می نویسد در "همه چیز" به "غایت" "ناتمام"...

+

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

قاسم صرافان