تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم ...... «و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم


هو اللطیف


هوای تهران بارانی است و گرچه که همچنان هوای بارانی را بیش از هر هوایی دوست دارم اما امروز لااقل حس خاصی برایم ندارد... نمی دانم از مریضی است یا چیز دیگری... بی حوصله ام و دل و دماغی برای کیف کردن از این هوا نیست...

بی نشان :) ۱۶ آذر ۹۵ ، ۱۱:۳۰ ۱ ۲۰۸ شعرگرافی ذکر ایام

نظرات (۱)

  • پرواز ...
    چهارشنبه ۱۷ آذر ۹۵ , ۱۸:۵۶
    یادم افتاد پارسال یه روزی 
    خیس ِ آب شده بودم از بارون . وقتی که نشستم توی تاکسی یه لحظه صدای بارون به خودم اوردم . به اینکه داره بارون میاد و من هیچ حواسم نیست ...
    تلخ بود!

    • author avatar
      بی نشان :)
      ۱۷ آذر ۹۵، ۲۰:۴۲
      تلخه... گاهی اینکه آدم حس بارون رو نفهمه خیلی تلخه...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اینجا کسی می نویسد در "همه چیز" به "غایت" "ناتمام"...

+

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

قاسم صرافان