تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم ...... «و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم


یا حـ سـ یـ ـن

از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی

از ازل تا به ابد فرصت درویشان است...



به نظرم این بیت رو حافظ برای عاشورا گفته! کامل این شعر زیبا شعر رو در ادامه مطلب بخونید.

+

طرح برای عاشورا باید گذاشته می شد که الحمدلله فرصت نشد... این هم هست: دریافت


روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است


گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد
فتح آن در نظر رحمت درویشان است


قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت
منظری از چمن نزهت درویشان است


آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه
کیمیاییست که در صحبت درویشان است


آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید
کبریاییست که در حشمت درویشان است


دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال
بی تکلف بشنو دولت درویشان است


خسروان قبله حاجات جهانند ولی
سببش بندگی حضرت درویشان است


روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند
مظهرش آینه طلعت درویشان است


از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی
از ازل تا به ابد فرصت درویشان است


ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را
سر و زر در کنف همت درویشان است


گنج قارون که فرو می‌شود از قهر هنوز
خوانده باشی که هم از غیرت درویشان است


من غلام نظر آصف عهدم کو را
صورت خواجگی و سیرت درویشان است


حافظ ار آب حیات ازلی می‌خواهی
منبعش خاک در خلوت درویشان است

بی نشان :) ۲۶ مهر ۹۵ ، ۱۵:۲۰ ۳ ۲۶۳

نظرات (۳)

  • الـ ه ـام 8 عـظـیـمـی
    سه شنبه ۲۷ مهر ۹۵ , ۱۹:۲۰
    چقدر این پوستر خوب است... چقدر این بیت... چقدر این تناسبی که برقرار کرده اید... درود...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اینجا کسی می نویسد در "همه چیز" به "غایت" "ناتمام"...

+

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

قاسم صرافان