تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم ...... «و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم


هو حی الذی لایموت

 

فراموش شدن سخته. خیلی سخته. آدم دوست نداره فراموش بشه. اما اگر قصد داری فراموش کنی اگر "باید" فراموش کنی، "باید" بپذیری که فراموش بشی...


+

شازده کوچولو گفت "غمگین تر از اینکه بیای و کسی از اومدنت خوشحال نشه چیه؟ "

روباه گفت: "این که بری و ... " نگفت از رفتنت خوشحال بشن؛ حتی نگفت رفتنت مهم نباشه براشون گفت بری و کسی حتی متوجه رفتنت هم نشه... فراموشت کنند...


راست گفت...


نظرات (۲)

  • آرزوهای نجیب (:
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ , ۰۰:۰۲
    یکی از کابوس های من همین فراموش شدن هست:| همش با خودم فکر می کنم، اگر مُردم چقدر طول میکشه از یاد آدمها برم؟ وقتی از تب و تاب جونی افتادم، چقدر طول میکشه که از یاد دوروبری هام برم:| خیلی غم انگیزه فراموش شدن:| 
    • author avatar
      بی نشان :)
      ۲۴ آبان ۹۵، ۰۸:۳۵

      کابوس سختی ه. سخت تر از اون که فکرش رو بکنیم...

      +

      اگه بشه... اگه بتونیم ... باید دل بدیم به اونکه فراموشمون نمی کنه...

  • ناشناس
    دوشنبه ۲۴ آبان ۹۵ , ۰۰:۰۴
    باید فراموش میکردیم، نخواستیم و نشد ولی فراموش شدیم!
    • author avatar
      بی نشان :)
      ۲۴ آبان ۹۵، ۰۸:۳۱

      من "مدعی" محکم زیاد دیدم، (حتی بعضی ها که باور نمی کردم ازشون حرف دروغ بشنوم) که گفتند "نمی خوایم و نمی شه" اما "شد"! فراموش کردند و تمام... البته دروغی هم نگفتند دنیا همین جوریه...

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

اینجا کسی می نویسد در "همه چیز" به "غایت" "ناتمام"...

+

دل ما و صفای بارانت، از دعای تو سبز و سیرابیم
«و من الماء کل شئ حی» همه مدیون حضرت آبیم

از زلال تو روشنیم ای آب، دل به دریا که می‌زنیم ای آب
موج در موج شرح دلتنگی ست، لب هر جوی اگر که بی‌تابیم

کی بتابی تو یک شبِ بی ابر، بر شبستان حوض کوچک‌مان؟
و ببینیم باز هم با تو، غرقِ تسبیح موج و مهتابیم

گفته پیری که از بلندی کوه، جویبار دل تو جاری شد
ما که یک عمر رفت و در خوابیم «مگر این چند روز دریابیم»

قاسم صرافان